| دیونه شدم
وقتی دستم و گرفتی و گفتی دوست دارم.
یه لحظه فقط یه لحظه صدای قلبم و شنیدم
خوشحال شده بود.
بالاخره یه کس پیدا شده بود که من و دوست داشته باشه.
احساس تنهایی تو من مرد
آره مرد
تو قبرش و کندی
تو چالش کردی
تو بودی که همیشه کنارم بودی.
اما حالا...
تو رفتی و دوباره تنها شدم.
دوباره همون حس همیشگی.
دوباره تو سکوت فکر کردن.
فکر کردن به تو به آینده که چه طور بی تو زندگی کنم
دارم دیوونه می شم
خدایا تو کمکم کن
کمکم کن بتونم اون و خاطراتمون و لحظه های خوب و بدمون و فراموش کنم
|